X
تبلیغات
نگرش مثبت
40 عادت آدم هاي موفق
 

کرايگ هايپر؛ نويسنده، محقق، مقاله نويس، مجري راديو و تلويزيون و يک سخنران حرفه اي است. در 25 سال گذشته، او با کارهايش به عنوان يک کارشناس حرفه اي موفقيت در حوزه هاي شخصي و اجتماعي معرفي شده. هاپير يک سايت هم درباره سخنراني موثر دارد که در آن نوشته:

«من خواسته ام بخش هاي مهم کتاب هاي کمکي که تا به حال خوانده ام و تجربه هايي که در زندگي ام داشته ام را به صورت 40 نکته کليدي فشرده کنم و در اختيار ديگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هايي که در سطح جهاني فروخته مي شوند و درباره خودياري هستند ممکن است براي بعضي ها قابل استفاده باشند ولي من مايلم چيزي بنويسم که براي همه مفيد واقع شود.آ» حالا اين شما و اين هم 40 توصيه کرايگ هايپر. بخوانيد و قضاوت کنيد.

 1) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند.

 2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند.

 3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند.

 4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد.

 5) مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

 6) سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد.

 7) به ندرت از چيزي شکايت مي کنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است.

 8) سرزنش نمي کنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي گيرند.

 9) وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت شان استفاده کنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت شان پيدا مي کنند و بيشتر از ظرفيت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتري استفاده مي کنند.

 10) هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ريزي مي کنند و فکر مي کنند تا وقتي که کارشان را انجام مي دهند استرس کمتري داشته باشند.

 11) خودشان را با افرادي که با آنها هم فکر هستند متحد مي کنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يک گروه بودن را مي دانند.

 12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي کنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي گذارند زندگي شان اتوماتيک وار سپري شود.

 13) به وضوح و دقيقا مي دانند که چه چيزي در زندگي مي خواهند و چه نمي خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي کنند به جاي اينکه صرفا تماشاگر زندگي باشند.

 14) بيشتر از آنکه تقليد کنند، نوآوري مي کنند.

 15) در انجام کارهايشان امروز و فردا نمي کنند و زندگي شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام کاري از دست نمي دهند.

 16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان کار مي کنند. آنها از راه هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه کردن ياد مي گيرند.

 17) هميشه نيمه پر ليوان را مي بينند و توانايي پيدا کردن راه درست را دارند.

 18) دقيقا مي دانند که چه کاري بايد انجام دهند و زندگي شان را با از شاخه اي به شاخه اي ديگر پريدن از دست نمي دهند.

 19) ريسک هاي حساب شده اي انجام مي دهند؛ ريسک هاي مالي، احساسي و شغلي.

 20) با مشکلات و چالش هايي که برايشان پيش مي آيد سريع و تاثيرگذار روبه رو مي شوند و هيچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زير برف نمي کنند. با چالش ها روبه رو مي شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي برند.

 21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي مانند تا آينده شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند که با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي سازند.

 22) وقتي بيشتر مردم کاري نمي کنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينکه مجبور به کاري بشوند، عمل مي کنند.

 23) بيشتر از افراد معمولي روي احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند که ما داريم ولي هيچ گاه برده احساسات شان نمي شوند.

 24) ارتباط گرهاي خوبي هستند و روي رابطه ها کار مي کنند.

 25) براي زندگي شان برنامه دارند و سعي مي کنند برنامه شان را عملي کنند. زندگي آنها از کارهاي برنامه ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.

 26) در زماني که بيشتر مردم به هر قيمتي مي خواهند از رنج کشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرايط سخت را مي فهمند.

 27) ارزش هاي زندگي شان معلوم است و زندگي شان را روي همان ارزش ها بنا مي کنند.

 28) تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي دانند که پول و موفقيت مترادف نيستند. آنها مي دانند افرادي که فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است که خيلي ها خيال مي کنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته اند که پول هم مثل بقيه چيزها يک وسيله است براي دستيابي به موفقيت.

 29) اهميت کنترل داشتن روي خود را درک کرده اند. آنها قوي هستند و از اينکه راهي را مي روند که کمتر کسي مي تواند برود، شاد مي شوند.

 30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشي از اينکه کجا زندگي مي کنند و چه دارند و چه طور به نظر مي رسند، توجهي ندارند.

 31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا به خواسته هايشان برسند خوشحال مي شوند.

 32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالي مي پذيرند و به راحتي عذرخواهي مي کنند. آنها از توانايي هايشان خاطر جمع هستند ولي به آن مغرور نمي شوند. آنها خوشحال مي شوند که از ديگران بياموزند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا خوب به نظر برسند بيشتر از کسب افتخارات شخصي شان لذت مي برند.

 33) انعطاف پذير هستند و تغيير را غنيمت مي شمارند. وقتي وضعيتي پيش مي آيد که عادت ها و آسايش روزمره شان را بر هم مي زند از آن استقبال مي کنند و با آغوش باز وضعيت جديد و ناشناس را مي پذيرند.

 34) هميشه سلامت جسماني خود شان را در وضعيت مطلوبي نگه مي دارند و مي دانند که بدنشان خانه اي است که در آن زندگي مي کنند و به همين خاطر، سلامت جسماني براي آنها خيلي مهم است.

 35) موتور بزرگ و پرقدرتي دارند. سخت کار مي کنند و تنبلي نمي کنند.

 36) هميشه منتظر بازتاب کارهايشان هستند.

 37) با افراد بدذات و غيرموجه نشست و برخاست نمي کنند.

 38) وقت شان و انرژي شان را روي وضعيت هايي که از کنترل شان خارج است صرف نمي کنند.

 39) کليد خاموش روشن دارند. مي دانند چگونه استراحت کنند و ريلکس شوند. از زندگي شان لذت مي برند و سرگرم مي شوند.

 40) آموخته هايشان را تمرين مي کنند. درباره تئوري هاي عجيب و غريب خيالبافي نمي کنند بلکه واقع بينانه زندگي مي کنند.

+ نوشته شده توسط راستگو در 89/02/11 و ساعت 10:12 |



بیشتر مردم می ترسند چیزی بخواهند و وقتی عاقبت چیزی می خواهند به اندازه کافی اصرار نمی ورزند . این خطاست"
"اگر می خواهی در زندگی موفق شوی باید مطمئن باشی که حق انتخاب نداری .باید پشتت را به دیوار بچسبانی. اشخاصی که در دست به خطر زدن تردید میکنند و از آن احتراز می جویند زیرا همه امکانات را در اختیار ندارند هرگز به جایی نمیرسند.دلیلش ساده است. وقتی همه درهای خروجی را به روی خودت می بندی و پشتت را به دیوار می چسبانی همه قدرتهای درونت را به تحرک وا می داری."
"راه کسب ایمان از طریق تکرار کلام است.کلام دارای اقتدار مطلق است."
"اقتدار نفوذ کلام چنان عظیم است که حتی لازم نیست حقیقت داشته باشد تا بر مردم تآثیر کند .
 
وقتی تخیل و منطق با یکدیگر در تضادند همواره تخیل پیروز می شود "

"جهان چیزی جز بازتاب ضمیر درونت نیست . راز دوگانه دولت راستین : عشق به هر آنچه می کنی و عشق به دیگران."
"دویدن از بی پولی به آسانی می تواند به وسواس بدل شود و نگذارد از زندگی کام بجویی . چه سود اگر آدمی همه جهان را به دست آورد اما روحش را از دست بدهد؟ پول خادمی بی همتا اما اربابی مستبد است"
"آنان که هیچگاه از آنچه می کنند به راستی لذت نمی برند یا آنان که از رویاهای خود دست کشیده اند به گروه مردگان زنده متعلقند."
"نبوغ یعنی به انجام رساندن آنچا از آن لذت می برید . هر روز باید چنان زندگی کنی که گویی آخرین روز زندگی توست . "
"نباید با این احساس مهیب بمیری که ترسهایت عظیمتر از رویاهایت بود و هیچگاه درنیافتی که به راستی از چه لذت می بری."
"به محض اینکه بتوانم ارباب تقریرم باشم قادر به انجام هر کار خواهم بود ."
"بیشتر مردم مانند افرادی که در خواب راه می روند پیوسته در سراسر زندگی حواسشان پرت است . براستی چیز ها یا افرادی را که ملاقات میکنند نمی بینند و به گونه ای زندگی می کنند که گویی خواب هستند . هرگز در زمان حال زندگی نمی کنند . ذهنشان از خطا ها و شکستهایشان و از ترسهای آینده آکنده است . "
 

" گل سرخ مظهر زندگی است و خارهایش نمایانگر راه تجربه اند : آزمون ها و محنت هایی که هر یک از ما باید برای فهم زیبایی راستین هستی تاب آوریم."
"همواره به خاطر بیاور که در اوجی معین دیگر ابری نیست.اگر زندگیت ابری است به این دلیل است که روحت آنقدر که باید بالا نرفته است. "
"اوضاع و شرایط بیرونی همواره بازتاب حالت ذهنی و درونیترین اعتقاد توست.نگذار ترس هدایتگرت باشد . ترس بدترین دشمن توست"
+ نوشته شده توسط راستگو در 88/06/23 و ساعت 10:9 |
 

اين يكي از موثرترين متن هايي بوده كه من در طول زندگيم خوندم وتوصيه ميكنم از دستش نديد!!!

زندگینامه آنتونی رابینز

آنتونی رابینز  (Antony robinz) در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد.. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید.

 گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.

موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات، و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.

 

  پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.

  او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.

در این هنگام به مطالعه عمیق، کتب روانشناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل « برنامه ریزی عصبی ـ کلامی » و « روش های انجام بهینه کارها » آشنا گردید، و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.

در سال ۱۹۸۴ شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیک ۱۹۸۴ نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت این دوره را به کمتر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط ۷۰% بود، به ۱۰۰% افزایش داد. قابل توجه اینکه خود وی تیر اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه یادگیری بود.

این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در کمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز « سن دیه گو » خرید که از طرفی مشرف به دریا بود.. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را « بنیاد رابینز » ، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد.

رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهایی از قبیل IBM، American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ایالات متحده و همچنین تیمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد. وی همچنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.

تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال ۱۹۹۱ بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانیان است . با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری ازافراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دلیل ( نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن ) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بیشماری شرکت کردند. از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه افکار و عقاید خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد.

اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نامبرده شده تا این زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می کنند.

علاقه ی خاص رابینز به این است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند ، روابط خود را باافراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند ، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.

رابینز، در سال ۱۹۸۶، در حالی که بیش از ۲۵ سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام « به سوی کامیابی » به رشته تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در ۱۹۸۷، عنوان پرفروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد.

در سال ۱۹۹۱ کتاب دیگری به نام بسوی کامیابی ۲ ( نیروی عظیم درون را فعال کنید ) به رشته تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پرفروش ترین کتاب سال انتخاب شد.. سال ۱۳۷۱ این دو کتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.
خود او در پشت جلد کتاب بسوی کامیابی چنین می نویسد: شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کامیابی گام بردارید. می توانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته ، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومند تر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فوراً صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید.
می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت وخوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.

آقای رابینز، در حال حاضر ۴۸ سال دارد و با همسر و فرزندانش در« دلماکالیفرنیا » زندگی می کند. رابینز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه تفکر و ارزیابی ما ( که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون درموقعیت ارزیابی بستگی دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارند گی آنها نیز نمی شویم، نهایتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.

+ نوشته شده توسط راستگو در 88/04/22 و ساعت 9:25 |

رسم خوب اوج گرفتن

 

عقاب وقتي مي خواهد به ارتفاع بالاتري صعود كند در لبه يك صخره به انتظار يك اتفاق مي نشيند! مي دانيد اين اتفاق چيست؟ گرد بادي كه از روبه رو بيايد! عقاب به محض اينكه آمدن گردباد را حس كرد بال هاي خود را مي گشايد و اجازه ميدهد تا باد او را با خود بلند كند به محض اينكه طوفان قصد سرنگوني عقاب را كرد اين پرنده بلند پرواز سر خود را به آسمان  مي كند و عمود بر طوفان و مانند گلوله توپي به سمت بالا پرتاب مي شود او آنقدر با كمك باد مخالف اوج مي گيرد تا به ارتفاع مورد نظر برسد و آن گاه با چرخش خود به سوي قله مورد نظر در بالاترين نقطه كوهستان ماوا مي گزيند.

خوب به شيوه عقاب براي بالا رفتن دقت كنيد  او منتظر حادثه مي ماند حادثه اي كه به زعم مرغهاي زميني يك مصيبت و بلاست. او منتظر طوفان مي نشيند تا از انرژي پنهان در گردباد به نفع خود استفاده كند وقتي طوفان از راه مي رسد عقاب به جاي زانوي غم بغل گرفتن و در كنج سنگها پناه گرفتن جشن مي گيرد و خود را به بالاترين نقطه وزش باد مي رساند و از آنجا سنگين ترين ضربات گردباد را به نفع خود به كار مي گيرد . عقاب از نيروي مهاجم به نفع خود استفاده مي كند او نه تنها از نيروي مخالف نمي هراسد بلكه منتظر آن نيز مي نشيند چرا كه مي داند اين انرژي پنهان در نيروي مخالف است كه مي تواند او را به فضاي بالاتر پرتاب كند . انرژي اوج به رايگان به كسي داده نمي شود اساسا در قانون  طبيعت تقلاي بقاي نيروهاي منفي ايجاب مي كند كه تعداد نيروهاي مخالف در زندگي هميشه بيشتر از جريانهاي موافق باشد در واقع رسم روزگار اين است كه هميشه تعداد كساني كه مخالف شما هستند بسيار بيشتر از موافقين شما باشند پس اگر قرار است نيروي كمكي براي صعود شما حاصل گردد قاعدتا بايد اين نيرو از سوي مخالفين شما تامين شود بنابراين وقتي اتفاقي خلاف ميل شما رخ مي دهد به جاي عقب نشيني و سر خوردگي و واگذار كردن ميدان ، بلافاصله عقاب گونه جشن بگيريد و اين رخداد ناخشايند را به فال نيك گرفته و سعي كنيد تا در لابه لاي اين حادثه به ظاهر نامطلوب خواسته و طلب مورد نظر خود را پيدا كنيد و با استفاده از نيروي مخالف، خود را به خواسته خويش نزديك سازيد نيرويي كه قرار است در زندگي صعود كنيد توسط همان كساني فراهم مي شود كه الان مخالف جدي شما هستند و قصد نابودي شما را دارند. اين شما هستيد كه بايد منتظر فرصت باشيد و با تحمل و آمادگي و صبر و تدبير به موقع از نيروي مخالف براي بالا رفتن و اوج گرفتن استفاده كنيدو پس هرگز از وجود سختي و زحمت و نيروي مخالف در زندگي و كار و تحصلي خود گله مند نباشيد. اينها مخازن انرژي شما هستند و اگر نباشند شايد هرگز صعودي در زندگي شما حاصل نگردد به جاي دست روي دست گذاشتن و از ناشناختني بزرگ به خاطر وجود مشكلات و مخالفتها گله كردن كمي چشم دل خود را باز كنيد و به حكمت پنهان در مصيبتها و سختي هاي زندگي بيانديشيد. بنا را بر اين بگذاريد كه خالق هستي با هيچ موجودي حتي بدترين مخلوقات عالم هم دشمني ندارد و اگر اتفاقي رخ مي دهد كه به ظاهر آزار دهنده و ناخشايند است شك نكنيد كه ناشناختني بزرگ در هر چه رقم مي زند خير و بركت و سعادت پنهان كرده است اين ما هستيم كه بايد شجاعت رويارويي با جريان مخالف را داشته باشيم ودر وقت صحيح بالهاي خود را بگشاييم و چرخش و صعود خود را به سمت بالا را تجربه كنيم.

 

+ نوشته شده توسط راستگو در 88/04/06 و ساعت 11:54 |
 

شاد زی )

 

 در سال 1388:

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است.

هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.

سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.

2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.

3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).

5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.

6- بیشتر بازی کنید.

7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت بخوابید.

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

 

شخصیت:

11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

14- خیلی خود را جدی نگیرید.

15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.

21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.

24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.



جامعه:

25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.

30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

 

زندگی:

32- کارهای مثبت انجام دهید.

33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

34- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)

35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

37- حتی بهترین هم می‌آید.

38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خداوند تشکر کنید.

39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

  آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:

40- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بفرستید

+ نوشته شده توسط راستگو در 88/03/10 و ساعت 12:42 |
خوشبختی زمانی حاصل می شود که شما به کاری که انجام می دهید اعتقاد داشته باشید و آن را خوب بشناسید و دوست داشته باشید.                                                                                      (( برایان تریسی ))

آیا بریم جلو؟

کار کنیم؟

جذب کنیم؟

آینده چی میشه؟

پشتمون خالی نشه؟

ول کنیم بهتره؟

ادامه بدیم یا فعلا دست نگهداریم ؟

شاید از این نوع دل مشغولیها برای شما عزیزان هم بارها و بارها اتفاق افتاده باشد همانطور که برای من بارها و بارها اتفاق افتاده بود !؟

"طرز تفکر غلط رها کردن کار یا داشتن استرس در کار"

چرا ؟

طبیعی است تمام افرادی که وارد اینوست می شوند و قصد کار کردن را دارند شبانه روز در حال کلنجار رفتن با دقدقه های فکری خود در ارتباط با توانستن یا نتوانستنند ! توانستن انجام کارها یا نتوانستن ! به طور ساده تر کلنجار رفتن با موانع ذهنی که باعث ایجاد توهم نتوانستن میشود !

این موانع چیستند ؟ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط راستگو در 88/02/14 و ساعت 11:30 |
تمام لذت

شیوانا از روستایی می گذشت . به دو کشاورز بر خورد می کند . هر یک از او می خواهند که دعایی برایشان داشته باشد ... شیوانا رو به کشاورز اول می کند و می گوید : تو خواستار چه هستی ؟

می گوید من مال و منال می خواهم که فقر کمرم را خم کرده است ... شیوانا می فرماید برو که هستی شنواست و اگر هین خواسته را از درونت بخواهی به آن می رسی و نیازی به دعای چون منی نداری .... رو به دهقان دوم می کند که تو چه ؟

او می گوید من خواهان تمام لذت دنیایم ! شیوانا می گوید : هستی صدای تو را هم شنید .


سالها می گذرد...... روزی شیوانا با پیروانش از شهری می گذشت که خان آن شهر به استقبال می آید که ای شیوانای بزرگ ... دعای تو کارساز بود چرا که من امروز خان این دیارم و خدم وحشمی دارم چنین و چنان ...

شیوانا گفت : هستی پیام تو را شنید که هستی شنوا و بیناست ... خان می گوید : اما آن یکی دهقان چه ... او در خرابه ای نزدیک قبرستان مست و لا یعقل به زندگی در حالت دایم الخمری گرفتار است ...

شیوانا گفت : او تمام لذت های دنیا را می خواست و اکنون صاحب تمام لذتهاست است.....
 
به قدرت کائنات و جهان هستی اعتماد کن.
+ نوشته شده توسط راستگو در 88/01/31 و ساعت 8:58 |

 Big Dreams!

رؤیاهای بزرگ!

بگذارید با این جمله شروع کنم:

جیم ران می گه: با افراد شایسته کار کنید،نه با افراد نیازمند!

چرا؟

در ادامه دلیلش را خواهم گفت.

مارکس اورلیوس می گفت: فقط رؤیاهای بزرگ قدرت دارند که روح انسان را به حرکت در بیاورند.

برایان تریسی می گه: برای این که رؤیاهایت به واقعیت برسه،باید رؤیایی داشته باشی.

به عقیده او  نقطه شروع موفقیت در کسب وکار،نقطه شروع از آینده است. او برای تمرینِ شروع از آینده به ما توصیه می کند:   "زمان را در ذهنتان پنج سال  به جلو ببرید.خیال کنید که مثلاً پنج سال از این تاریخ گذشته و حالا زندگی شما از هر جهت کامله.تصویر واضحی از زندگی دلخواه تان برای پنج سال آینده در مقابل چشمانتان ترسیم کنیم.

خُب،شما در آن تصویر،به چه کاری مشغولید؟کجا و چگونه زندگی می کنید؟با چه افرادی در ارتباط هستید؟درآمدتان چقدره؟ و...                                                               

هر چقدر که تصویرتان از آینده واضح تر باشه،احتمال دستیابی تان به آن بسیار بیشتر خواهد بود.    برایان تریسی بیان می کنه که:در تمام ساعات کاریِتان کار کنید.وقت تلف نکنید.

وقتی می خواهند سر صحبت را با شما باز کنند و شما را از کارتان بیندازند،بی تعارف به آن ها بگوئید که کار دارید باید برگردید سر کارتان.                                                                 

یادگیری مستمر،کلید موفقیت در قرن بیست و یکُمه.                                                             

روزی یک خبرنگار از توماس واتسون  این سؤال را می پرسه:چگونه میشه سریع تر موفق شد؟                                                                              

واتسون در جواب گفت: اگر می خواهید سریع تر موفق شوید، باید میزان شکست هایتان را دو برابر کنید .زیرا موفقیت در آن سوی شکست قرار داره.هر وقت در موقعیتی قرار می گیرید که ریسک شکست هایتان زیاده،از خودتان بپرسید: اگر این کار را انجام دهم،بدترین حالتی که ممکنه برام اتفاق بیفته،چیه؟وآن وقت،تمام تلاش تان را صرف کنید،تا آن بدترین حالت اتفاق بیفته!   

صادقانه از خودتان بپرسید:چه مهارتی است که اگر آن را بیاموزم،بیشترین تأثیر مثبت  درزندگی اَم ایجاد خواهدشد؟                                                    

چارلز جونز قاطعانه بیان می کنه که: مطمئن باشید در پنج سال آینده،شما هیچ تغییری نخواهید کرد،مگر این که افراد خاصی را  که در طول این پنج سال با آنها در ارتباط بوده اید و کتاب هایی که در این مدت خوانده اید،وضعیت شما را تغییر دهد.                            

 برایان تریسی بیان می کنه که: اگر می خواهید موفق باشید،باافراد موفق و مثبت ارتباط برقرار کنید. از آدم های منفی بافی که همیشه گله و شکایت دارند،دوری کنید. اگر می خواهید با عقاب ها پرواز کنید،نباید با بوقلمون ها به سر ببرید.         

بنابراین،مهم ترین اشخاص زندگی تان را اکنون شناسایی کنید و ببینید برای کمک به آن ها در زندگی خصوصی و کار ی شان چه می توانید بکنید تا آن ها هم برای کمک  به زندگی خصوصی و کاری شما آماده باشند.                             

فراموش نکنید: اول کاشت،دوم برداشت.

این قانون موفقیته.                                          

موفق باشید

 

+ نوشته شده توسط راستگو در 88/01/29 و ساعت 11:0 |
 

چگونه استرس را کنترل کنیم؟

در دنیای سلطه ماشین بر زندگی انسان و عوارض ناشی از شهرنشینی، هر یک از ما در برهه­هایی از زمان دچار فشار روانی و تنش های فوق العاده­ای می شویم، نکات زیر ما را در شناخت و جلوگیری از پیامدهای مضر آن یاری نماید.

1- کاهش بار استرس

شما می توانید از طریق زیر در کاهش بار استرس بکوشید:

ü     کاهش تعهدات اجتماعی

ü     کاهش توقعات در زمینه های مختلف

ü     کاهش تکالیف و مسئولیتها (در مدرسه یا اداره)

ü     به تعویق انداختن تغییرات و جابه جایی مکانی

ü     حذف آلرژیهای محیطی یا غذایی (در صورت داشتن آلرژی)

ü     پرهیز از آلودگی های محیطی

ü     بیشتر از سابق «نه» بگویید لزوماً نباید به همه جواب مثبت داد وقتی خواسته هایشان خارج از توان شماست.

 

2- رعایت مسائل تغذیه ای و تندرستی

با داشتن یک رژیم غذایی مناسب و استفاده بیشتر از سبزیجات، مواد معدنی، ویتامین ها و ثابت نگه داشتن قند خون می توانید فشارهای روانی را کم کنید.

(ورزش: از بیست دقیقه تا دو ساعت، سه بار در هفته)

3- به فکر خودتان استراحت بدهید.

4- ساعت بیولوژیک بدنتان را تنظیم کنید (ساعت خواب و بیداری و غذا خوردن مشخص باشد و هر روز تغییر نکند)

 

چهار حرکت برای غلبه بر استرس

حرکت اول: نشانه های استرس را در بدنتان بشناسید.

- یاد بگیرید که به طور مرتب بدنتان را برای یافتن علائم تنش های فوق العاده کنترل کنید.

- مراقب خوب حرف زدن باشید که از علائم اولیه فشار است.

- همچنان که افراد دیابتی یاد می گیرند که علائم هشدار دهنده اولیه در مورد قند غیر طبیعی خونشان را شناسایی کنند شما هم اگر در معرض تنشهای فوق العاده هستید باید یاد بگیرید که علائم خطر را تشخیص دهید. به محض این که الگوی خوابتان تغییر می کند، خسته می شوید، از زندگی لذت نمی برید، دلشوره دارید، دردهای متعدد به سراغتان می آیند زمان آن رسیده است که تنش ها را تحت کنترل درآورید.

 

حرکت دوم: استرس هایتان را تغییر دهید.

- سطح فشارها را با جابجا کردن استرسها، زیر نقطه سرریز و انفجار نگه دارید. اگر موضوع پرتنش جدیدی به سراغتان آمد با حذف یا به تعویق انداختن مشکل و استرس قبلی جایی برایش باز کنید، به این ترتیب سطح جمع استرس زیر نقطه انفجار می ماند.

- اغلب مردم گرایش به روی هم انبار کردن مشکلات دارند تا به جا به جا کردنشان.

- برای این که سلامتی­تان به خطر نیافتد یاد بگیرید که استرس­هایتان را جابجا کنید.

حرکت سوم: کمک گرفتن از دیگران

- در مواقعی که دچار فشار روحی، کاری و یا خانوادگی هستید، به دیگران هم این شانس را بدهید که به شما کمک کنند. تا وقتی از آنان تقاضای کمک نکنید هرگز نخواهید فهمید دوستان واقعی شما چه کسانی هستند. بعضی اوقات این حقیقت را قبول کنید که به تنهایی قادر به حل مشکلات نیستید. در این مورد مغرور نباشید و فکر نکنید اگر از کسی تقاضای کمک کنید، نقاط ضعف شما مشخص می شود. این کمک می تواند حتی یک درد و دل ساده باشد.

حرکت چهارم: استراحت و درمان

- به خاطر داشته باشید اگر احساس مریضی و کسالت می کنید، خسته اید، خوابتان دچار مشکل شده است، دلشوره دارید و حال روحتی تان خوب نیست، این ها معلول تغییرات شیمیایی در مغزتان است و باید به فکر درمان آن باشید.

 

درمان های اولیه استرس

اقداماتی که به شما کمک می کند سلامتی روانی­تان را حفظ کنید:

1-   از قبل برنامه ریزی کنید.

2-   لیست کارهایی که باید انجام دهید را به ترتیب اولویت طبقه بندی کنید.

 

 

+ نوشته شده توسط راستگو در 88/01/19 و ساعت 9:19 |

خم شويد، ولي نشكنيد!

يكي از قشنگ‎ترين و فراموش نشدني‎ترين خاطرات من از دوران كودكي‎ام‎، رفتن به كنار رودخانه و نشستن در حاشيه آن بود. در آنجا از سكوت و آرامش لذت مي‎بردم‎، جريان آب را تماشا مي‎كردم‎، به‎ صداي آواز مستانه پرندگان گوش مي‎سپردم و با خش خش برگ‎هاي درختان هم آوا مي‎شدم‎. درختان‎ خيزران را مي‎ديدم كه زير فشار باد خم مي‎شدند و بعد با قدرت تمام به سر جاي اول خود باز مي‎گشتند و دوباره صاف مي‎شدند. هر وقت به ياد توانايي خم و راست شدن درختان خيزران مي‎افتم‎، واژه مقاومت در ذهنم نقش مي‎بندد. اين واژه در معناي انساني‎، توانايي تحمل ضربه‎ها، غصه‎ها و مشكلاتي است كه‎ احساساتمان را محدود مي‎كنند. آيا تا به حال عصباني شده‎ايد؟ آيا تا به حال احساس كرده‎ايد كه به نقطه‎ انفجار رسيده‎ايد؟ اگر چنين است‎، يعني خوشبختانه از سانحه‎اي جان سالم به در برده‎ايد كه توانايي شرح‎ آن را داريد. زندگي‎، آميزه‎اي از اوقات تلخ و شيرين است‎. پس دفعه ديگر كه يكي از آن لحظاتي را تجربه‎ كرديد كه شما را به مرز انفجار مي‎رسانند، به آرامي خم شويد ولي نشكنيد! نگذاريد آن لحظات توان‎تان را تحليل ببرند. با اميد به فردايي بهتر و شرايطي بهتر، در مي‎يابيد كه براي هر مشكلي‎، راه‎حلي وجود دارد. هر وقت شرايط زندگي دشوار مي‎شود، از خود مقاومت نشان دهيد. مانند درخت خيزران‎، در طوفان‎ها خم شويد، ولي نشكنيد.

+ نوشته شده توسط راستگو در 88/01/11 و ساعت 9:21 |

بخند تا دنيا به روت بخنده
*************************
خنده بر هر درد بي درمان دواست

 

*************************

شنیدم که شمشیر یکی را دوتا می کند

بنازم به شمشیر عشق که دوتا را یکی می کند...

موضوع : خوشبختی

همیشه بخندیم


خندیدن یکی از شیوه‌های ایجاد خشنودی و رضایت باطن است و گرچه همه از این استعداد برخوردارند ولی نحوه و طرز خنده هرکس با دیگری فرق می‌کند. چه بسیار انسان‌هائی که با لبخند اطرافیان را مجذوب و شیفته خود می‌سازند و چنان از ته دل می‌خندند که گوئی خورشید در چهره ایشان طلوع کرده است. خنده به خودی خود حامل پیامی خاص است: پیام آرامش و صلح و صفا به این سبب است که آن را از خصوصیات ویژه انسانی برشمرده‌اند. خنده نه از سر غریزه، بلکه از روی هوش و عقل صورت می‌گیرد و از اعماق دل و جان برمی‌آید و بر لب‌ها می‌نشیند. می‌گویند خنده نه تنها چهره و صورت را روشن و تابناک می‌سازد، بلکه بر پرتو خود همه جا را نورانی می‌کند و حتی بر عبوس‌ترین آدم‌ها هم تأثیر می‌گذارد. اشخاصی که سعی می‌کنند زیاد نخندند در میان دیگران به بداخلاقی مشهور می‌شوند و در هر محفلی اسباب کدورت و ملال و گرفتگی خاطر می‌گردند. کسی که حاضر نیست از این موهبت رایگان استفاده نماید و اخم و بدخلقی را به خنده و نشاط ترجیح می‌دهد. طبعاً پیام‌آور شب و رسول تیرگی و ظلمات می‌شود. انسان‌ها بی‌اختیار به جانب کسانی‌که گشاده‌رو و متبسم هستند می‌روند. هنگامی‌که در جلوی دوربین عکاسی قرار می‌گیرید، بی‌اختیار سعی می‌کنید تا لبخندی به لب بیاورید و برای لحظاتی هم که شده چهره خود را خندان نشان دهید. چرا در زندگی کوتاه خویش چنین ژستی نمی‌گیرد و ندای عکاس درونی خویش را که به شما خاطرنشان می‌سازد: ”لبخند بزنید! مورد توجه قرار نمی‌دهید؟!“

آيا ميدانيد..خنديدن نوعي آنتي بيوتيك و شفادهنده ي طبيعي است كه:محرومين جهان با استفاده از اين امر طبيعي،ميتوانند بسياري از دردهاي خود را تخفيف دهند؟

انسان متبسم

ادامه سخنان دكتر آزمنديان

از آنجايي كه تبسم،نماد رضايت خاطر،آرامش باطن و نهايت اعتماد به نفس است و اين صفت ها نشانهي يك انسان عارف(انسان زيباي ديگر) ،بنابراين،خوب است اين برچسب را براي خودمان انتخاب كنيم و همواره خود را انسان متبسم بناميم.هنگامي كه خود را با برچسب انسان متبسم ياد كنيم ناخودآگاه اين باور در ما ايجاد ميشود كه در اصل ما انسا ن متبسمي هستيم.اين خصلت ما رو به سمت و سويي ميبرد كه تمام بسترهاي لازم به عنوان يك انسان متبسم در ما ساخته شود. به عنوان نمونه اگر لازمه تبسم ،احساس رضايت ،آرامش و اعتماد به نفس است،باورها و هويت ما به گونه اي ساخته ميشود كه ما انساني آرام و راضي از زندگي و در نهايت صاحب اعتماد به نفس عالي بشويم.
آيا ميدانيد ..خنده ،ارزان ترين داروي پيشگيري و مبارزه با بسياري از بيماري هاست؟به عبارت ديگر ،خنده هم خاصيت پيشگيري دارد و هم خاصيت درمان.

آيا ميدانيد ...خنده عمر را طولاني مي سازد؟؟

 

زنده باد خنده

 

+ نوشته شده توسط راستگو در 87/11/26 و ساعت 12:5 |

Accept - پذیرا باشید
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید، حتی اگر برایتان مشکل باشد
که عقاید، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.


Break away - خودتان را جدا سازید
 خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.

C
reate - خلق کنید
 خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید
و با آنها امیدها، آرزوها، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.

D
ecide - تصمیم بگیرید
 تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید. در آن صورت شادی راهش را
به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.

E
xplore - کاوشگر باشید
 جستجو و آزمایش کنید. دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.

F
orgive - ببخشید
 ببخشید و فراموش کنید. کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.

G
row - رشد کنید
 
عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید
تا نتوانند مانع رشد و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.

H
ope - امیدوار باشید
 به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است،
البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.

I
gnore - نادیده بگیرید
 امواج منفی را نادیده بگیرید. روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید. پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.

J
ourney سفر کنید
 به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن، امکانات جدید را آزمایش کنید. سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.

K
now - آگاه باشید
 آگاه باشید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد. همانطور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.

L
ove - دوست بدارید
 اجازه دهید که عشق به جای نفرت، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است،
تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.

M
anage - مدیر باشید
 بر زمان مدیریت داشته باشید، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد.
استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.

N
otice - توجه کنید
 
هرگز افراد فقیر، ناامید، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید
و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.

O
pen - باز کنید
 چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید،
حتی در سخت ترین و بدترین شرایط، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.

P
lay - بازی و تفریح کنید
 
فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید.
بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع، مفهومی ندارد.

Q
uestion - سوال کنید
 چیزهایی را که نمی دانید بپرسید، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.

R
elax آرامش داشته باشید
 اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود
و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.

S
hare - سهیم شوید
 استعدادها، مهارتها، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید،
زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.

T
ry - تلاش کنید
 
حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید.
با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهر و خبره می شوید.

U
se - استفاده کنید
 از استعدادها و توانایی هایتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید. استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما
پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.

V
alue - احترام بگذارید
 برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند، ارزش قایل شوید
و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.

W
arm - صمیمی باشید
 با اطرافیانتان صمیمی باشید و نگذارید فضای اخلاقیتان
به سمت و سویی جز صمیمیت منتهی شود.

X
-Ray - اشعه ایکس
 
با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید،
در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.

Y
ield - اجازه دهید
 اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود.
اگر شما در راه درستی حرکت کنید در انتها سعادت واقعی را خواهید یافت .

Z
oom - تمرکز کنید
 
زمانی که خاطرات تلخ، ذهنتان را پر کرده است سعی كنید با مثبت اندیشی به آینده فكر كنید
و بر خوشبختی كه در ادامه ی عمر در انتظارتان است تمركز كنید.

+ نوشته شده توسط راستگو در 87/11/16 و ساعت 12:10 |
                     

شـادي را بـه اگـرها موكـول نكنيـم

ما عادت كرده‌ايم با اگرهايمان زندگي كنيم، اگر بزرگ شدم، اگر در كنكور قبول شدم، اگر به دانشگاه رفتم، اگر فارغ‌التحصيل شدم، اگر ازدواج كردم، اگر بچه‌دار شدم، اگر خانه خريدم، اگر ماشين خريدم، اگر بچه‌ها بزرگ شدند، اگر بازنشسته شدم و ... همه ما اگرهاي خيلي زيادي را مي‌شناسيم كه روزانه بكار مي‌بريم، اگرها بهانه‌هاي آشنايي هستند كه در متن زندگي ما زندگي مي‌كنند.

     بهانه‌هايي كه دست به دست هم مي‌دهندتا شاد زندگي كردن و احساس خوشبخت بودن را به تأخير بياندازيم، غافل از اينكه زندگي ما در ميان همين اگرها اتفاق مي‌افتد. هيچ وقتي براي شاد زيستن و شاد بودن بهتر از همين لحظه نيست. درست در همان لحظه‌هايي كه براي تحقق اگرهايمان نقشه مي‌كشيم و در خستگي اين زندگي غرق مي‌شويم، بچه‌هايمان بزرگ مي‌شوند، خودمان پير مي‌شويم، دوستانمان فراموش مي‌شوندو......

به اگرهايمان هر روز افزوده مي‌شود وقتي يكي از اگرهايمان تحقق پيدا مي‌كند اگرهاي متعدد و متنوع ديگري تجلي پيدا مي‌كنند اگر منتظر تحقق اگرها بمانيم لذت شاد زندگي كردن فراموشمان مي‌شود. زندگي بدون اگرها امكان‌پذير نيست مهم اين است كه با دست خودمان بهانه ايجاد نكنيم تا شاديهايمان به فردا موكول نشود. وقتي كه نوبت فردا شد بهانه‌اي تازه پيدا شده تا خشنودي و شاد بودمان را به روز بعد و روزهاي بعدش موكول كند.

     بسياري از ما منتظريم تا اگرهايمان به پايان برسد و موانع يكي پس از ديگري از بين بروند غافل از اينكه اگرها و موانع همان زندگي است. شادي و خوشبختي در مقصد اتفاق نمي‌افتد. بلكه بيشتر در مسير راه اتفاق مي‌افتد. شادي يافتني نيست بلكه ساختني است بايد هواسمان باشد كه كليد شادماني خود را در جيب اگرها قرار ندهيم خوشبختي يك نوع احساس است كه مي‌تواند در همه حال اتفاق بيافتد . يكي از رمزهاي شاد بودن، شاد كردن ديگران است. منتظر مرگ عزيزي نباشيد كه بعد از فوتش تاج گلي را به مزارش ببريد.در زمان حياتش يك شاخه گلي را تقديمش كنيد. كسي را كه دوست داريد بعد از مرگش ابرازمحبت نكنيد، در زمان حياتش لبخند كوچكي، قطره اشكي نثارش كنيد لازم نيست بعد از مرگش سيل اشك راه بياندازيد.

خانم باربارادی آنجلس در كتاب لحظه‌هاي ناب زندگي جمله جالبي به شرح ذيل بيان مي‌كند :

     اول دلم لك زده بود كه بتوانم دبيرستان را تمام كنم و به دانشگاه بروم. بعد داشتم مي‌مردم كه دانشگاه را تمام كنم و سر كار بروم، بعد دلم لك زده بود كه ازدواج كنم و بچه‌دار شوم. بعد هميشه منتظر بودم كه بچه‌هايم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و من بتوانم دوباره مشغول كار شوم. بعد آرزو داشتم كه بازنشسته شوم و حالا دارم مي‌ميرم كه يك دفعه متوجه شدم « اصلاً يادم رفته بود زندگي كنم » شاد بودن و احساس خوشبختي را به اگرهايمان مربوط نكنيم زيرا اگرها پايان ناپذيرند و بياد داشته باشيم زندگي يك سفر است و هدف نيست.

 همین الان شروع کن به تغییر.

+ نوشته شده توسط راستگو در 87/11/08 و ساعت 12:12 |

مسائل و مشكلات زندگي

با مسائل و مشكلات زندگي چگونه مواجه شده و آنها را حل كنيم؟

ما انسانها در دنياي واقعي زندگي مي‌كنيم، دنيايي كه مملو از مسائل و مشكلات است كه روزانه با آنها مواجه مي‌شويم و بر كيفيت زندگي ما و لحظه‌هاي عمرمان اثر گذارند. مسائل و مشكلات زندگي ما واقعيت‌هاي تلخي هستند كه از آنها گريزي نيست. مهم اين نيست كه مسئله و مشكلي نداشته باشيم زيرا براي ايجاد هيچ مشكلي و مسئله‌اي ما كارت دعوت نمي‌فرستيم بلكه مشكلات و مسائل طبيعي بوده و جزء جدائي ناپذير زندگي ما هستند. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم با مشكلات و مسائل دست به گريبان خواهيم بود.

اگر خدا مي‌خواست كه ما بدون مشكل و مسئله زندگي كنيم هيچ مشكلي را سرراهمان قرار نمي‌داد.  و نبايد انرژي خود را معطوف به اين كنيم كه چرا مشكلات و مسائل وجود دارند؟ مهم اين است كه چگونه با مسائل و مشكلات ،زندگي مسالمت آميزي داشته باشيم و از لحظه‌هاي حل مسائل ايجاد شده لذت ببريم.

انسانهاي موفق در هنگام بروز مشكلات و مسائل در زندگي شخصي، كاري و اجتماعي با بهره‌گيري از نكات ذيل علاوه بر اينكه اسير آنها نمي‌شوند بلكه بصورت مدبرانه و مقتدرانه در حل آنها تلاش مي‌نمايند:

1. نوع نگاه به مسئله يا مشكل :‌

   زندگي بدون مشكل فاجعه آميز است. زيرا انسان بدون نياز و مشكل مثل آب راكداست كه مايه حيات بودن خود را از دست داده ، مي گندد و متعفن مي‌شود . چالش‌ها و مشكلات، هيجان و روح زندگيند كه بودنشان سنگ وجود آدمي را صيقل و جلا مي‌دهد. مشكلات و مسائل، خشم وقهر خدا بر بندگان نيست بلكه فرصتي براي بهتر شدن است. اگر بپذيريم كه مشكلات فرصتهاي بالقوه هستند و جزء الطاف خفيه الهي بوده كه به شكلي نامطلوب نمايان شده‌اند، در آن وقت از وجود مشكلات و مسائل ناله نخواهيم كرد.

 برخي در فرصتهايي كه بر ايشان پيش مي‌آيد به مشكلاتش فكر مي‌كنند و فرصتها را از دست مي‌دهند، ولي برخي ديگر در دل هر مشكل و مسئله‌اي به فرصتهايش انديشيده و از آنها استقبال مي‌كنند. اگر نيم نگاهي به زندگي افراد موفق تاريخ بشريت بيافكنيم. آنهايي كه تمدن بشريت مرهون تلاشهايشان است افرادي نبوده ‌اند كه مشكل يا مسئله كمتري داشته‌اند اتفاقاً جزء افرادي بودند كه مشكلات و مسائل بسيار بزرگ و زيادي داشته اند و بارها طعم شكست را چشيده‌ ولي هيچگاه تسليم نشده‌اند، مهم نيست كه چندبار به زمين مي‌خوريم، مهم آن است كه چگونه از زمين بر مي خيزيم.نبايد نگاه ما به مسائل و مشكلات بر مبناي نااميدي باشد بلكه وجود مسئله و مشكل را جزء جدائي ناپذير زندگي بدانيم و عزممان را جزم نموده كمر همتمان را محكمتر ببنديم. « الخير في ما وقع»

2. تغيير در واژه‌هاي مورد استفاده :

واژه‌هايي كه در زندگي روزانه خود بكار مي‌بريم بر ضمير ناخودآگاه ما مؤثر هستند، در انتخاب و استفاده از واژه‌ها بايد دقت بيشتري داشته باشيم لطفاً در زير به چند نمونه از واژه‌هاي يأس آور و اميدبخش و همچنين نتيجه آنها بر ضمير ناخودآگاه افراد توجه كنيد.

واژه‌هاي يأس آور                                    نتيجـــه

·      خسته نباشيد                                     روحيه نااميدي و يأس

·      من خسته‌ام                                                "     

·      من شكست خورده‌ام                                      "

·      من مشكل دارم                                           "

واژه‌هاي متعالي                                 نتيجـــه

·      خدا قوت                                   اميد، شادابي، انگيزه، روحيه متعالي

·      من آرام هستم                                               "

·      من تجربه كسب كردم                                      "   

·      من مسئله دارم                                              "

دومين گام براي حل مسائل و مشكلات اين است كه اجازه ورود واژه‌هاي نامناسب به ذهنمان را ندهيم. به جاي اينكه بگوييم برايم مشكل ايجاد شده است بگوييم مسئله اي برايم ايجاد شده است كه بايد حلش كنم، براي ضمير ناخوداگاه حل مشكل سخت است ولي وقتي كه از مفهوم مسئله استفاده مي‌كنيم براي ضمير ناخودآگاه كه قبلاً مسايلي را مثل مسائل رياضي حل كرده است، حل كردنش آسان خواهد بود وقتي كه فردي مي‌گويد " من خسته‌ام " واژه خسته در ضمير ناخودآگاه شخص اثرات نامطلوبي مي‌گذارد. ولي كسي كه مي‌گويد " من آرام هستم" واژه آرام در ضمير ناخودآگاه وي يك روحيه آرام ايجاد ‌ مي‌كند . " چشم‌ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد . واژه ها را بايد شست ."

3. تـوكل بـر خـدا :

براي حل مسائل و مشكلات به روحيه خوب، حامي و پشتيبان قوي نياز است. توكل به خدا يعني توسل به بالاترين قدرت جهان هستي، وقتي كه انساني به خدا تكيه مي كند يقين دارد كه خداوند او را كمك خواهد كرد، چنين انساني در مواجه با مشكلات و مسائل علاوه بر اينكه خود را بازنده احساس نكرده بلكه در نهايت اقتدار در مقابل مسائل و مشكلات ايستادگي مي‌كند.

« و كفي با ا... حسيبا »‌

4. خودباوري و اعتماد به نفس :

يكي از عوامل موثر در حل مشكلات و مسائل خودباوري و اعتماد به نفس مي‌باشد. افرادي كه خودشان را باور داشته باشند مي دانند كه جز خودشان كسي ديگر مشكلات و مسائل آنها را حل نخواهد كرد. لذا با اعتقاد راسخ نسبت به حل مسائل اقدام مي‌كنند و در نتيجه با روحيه عالي خودشان را والاتر و بالاتر از مسائل مي‌دانند و از حل آنها احساس غرور و لذت مي‌كنند. مسائل خود را به ديگران نسبت نمي‌دهند، بلكه انرژي خود را براي حل مسائل متمركز مي‌نمايند. هر باوري از باور به خود آغاز مي‌شود. اگر مي‌خواهيد ببينيد كه ديگران چه احساس و باوري از شما دارند كافي است ببينيد كه خودتان نسبت به خود چه احساسي داريد.

« كس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من »

5. استفاده از واژه  " چگونه" به جاي واژه " چرا " :

آدمهاي موفق را از سؤالات آنها مي‌توان شناخت، برخي از افراد در مواجه با مشكلات و مسائل بدنبال چرا يي‌ و برخي ديگر بدنبال چگونگي هستند. چراها هيچ دردي را دوا نمي‌كنند، چگونه‌ها هستند كه راه را نشان مي‌دهند. وقتي كه با مسئله‌اي روبرو شديد به جاي تمركز بر چرايي مسئله به چگونگي حل مسئله متمركز شويد.

ضمير ناخودآگاه انسان در مقابل واژه چرا به بن‌بست مي‌رسد و تلاش براي حل مسئله نمي‌كند اما وقتي از واژه چگونه استفاده مي‌شود، تمامي راه‌حل ها در جلو چشمش رژه رفته و تمامي كائنات به كمكش خواهند شتافت.

6. استفاده از قانون طلايي پاراتو :

اصلي‌ترين مرحله مشكل اقدام عملي است. متأسفانه 80 درصد انرژي صرف پيدا كردن علت مشكلات و پرداختن به صورت مسئله سپري مي‌شود و تنها 20 درصد انرژي براي ارائه راهكارها معطوف مي‌شود در حالي كه اين وضعيت بايد تغيير كند. يعني اينكه بايد 80 درصد انرژي ها معطوف به حل مسئله شود و تنها 20 درصد انرژي‌ها به شناسايي و تبيين مسئله صرف گردد.

7. استفاده از تجارب ديگران و الگوبرداري مناسب :‌

به منظور صرفه‌جويي در هزينه‌ها، فرصت‌ها و ... بهتر است از تجارب افراد موفق استفاده شود. به جاي اينكه براي حل مسائل به آزمون و خطا متوسل شويم بهتر است با الگو برداري از بهترين‌ها در حل مسائل استفاده كنيم.

8. تفكر و انديشه مثبت :

شماحق داريددرمواجهه بايك شاخه گل لذت ببريدياازاينكه گلهاتيغ دارندبناليد،مي توانيدبه قسمت پريك ليوان توجه كنيدوازداشته هاي خودلذت ببريديااينكه به نيمه خالي ليوان متمركزشويدوغصه نداشته هاي  خودرابخوريد،درهرحال انتخاب باشمااست.

 

+ نوشته شده توسط راستگو در 87/11/02 و ساعت 12:35 |

مواظب پاره آجر باشيد !!

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان کم رفت و آمدي مي گذشت.

ناگهان از بين دو اتو مبيل پارک شده در کنار خيابان يک پسر بچه آجري به سمت او پرتاب کرد.
پاره آجر به اتومبيل او برخورد کرد.مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد که اتومبيلش صدمه زيادي ديده است.

به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.پسرک گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو،جايي که برادر فلجش از روي صندلي چرخ دار به زمين افتاده بود جلب کند.

پسرک گفت: اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت کسي از آن عبور مي کند.برادر بزرگم از روي صندلي چرخ دارش به زمين افتاد و من زور کافي براي بلند کردنش ندارم.براي اينکه شما را متوقف کنم،ناچار شدم از پاره آجر استفاده کنم.

مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذرخواهي کرد؛برادر پسرک را بلند کرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به آرامي به راهش ادامه داد.

در زندگي چنان با سرعت حرکت نکنيد که ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به سويتان پرتاب کنند!

خدا در روح ما زمزمه مي کند و با قلب ما حرف مي زند،اما بعضي وقت ها،زمانيکه ما وقت نداريم گوش کنيم،او مجبور مي شود پاره آجري به سوي ما پرتاب کند.اين انتخاب خودمان است که گوش کنيم يا نه.

 

+ نوشته شده توسط راستگو در 87/10/22 و ساعت 19:50 |

چگونه باید مار را نوشت..

روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی‌سوادی در آن سکونت داشتند. مردی شیاد از ساده لوحی آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می‌کرد. برحسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلکاری‌های شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می‌کند. اما مرد شیاد نپذیرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فریبکاری‌های شیاد سخن گفت و نسبت به حقه‌های او هشدار داد. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی‌سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار، چه می‌شود.

شیاد به معلم گفت: بنویس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شیاد که رسید شکل مار را روی خاک کشید.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت کنید کدامیک از اینها مار است؟
مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می‌توانستند او را کتک زدند و از روستا بیرون راندند.
 شرح حکایت
اگر می‌خواهیم بر دیگران تأثیر بگذاریم یا آنها را با خود همراه کنیم بهتر است با زبان، رویکرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار کنیم. همیشه نمی‌توانیم با اصول و چارچوب فکری خود دیگران را مدیریت کنیم. باید افکار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پیشینه آنان ترجمه کرد و به آنها داد.
+ نوشته شده توسط راستگو در 87/10/15 و ساعت 10:11 |

مترلينگ: انسان خوشبخت آن كسي است كه حوادث را با تبسم و اندكي دقت بعلت وقوع

 

آن تلقي وقبول نمايد.

 

بودا:اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست.

 

دوسن پير: انسان خوشبخت نمي شود اگر براي خوشبختي ديگران نكوشد.

 

بتهوون: اگر مي خواهي خوشبخت باشي براي خوشبختي ديگران بكوش زيرا آن شادي

 

كه ما به ديگران مي دهيم به دل ما بر مي گردد.

 

بزرگمهر: آنكه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار براستي در اين جهان نيك بخت است.

 

اپيكتت: اعتقاد به بخت و قسمت بدترين نوع بردگي است.

 

ديل كارنگي: بخاطر بسپاريم كه تنها راه تامين خوشبختي اين نيست كه متوقع حقشناسي

 

از ديگران باشيم بلكه خوبيهائيكه به آنها مي كنيم بايد فقط بمنظور تامين مسرت باطن

 

خودمان باشد.

 

هلن كلر:خوشبختي شكل ظاهري ايمان است ،تا ايمان و اميد و سخت كوشي نباشد ،هيچ

 

كاري را نمي توان انجام داد.

 

گوته:كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند.

 

سقراط:يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد.

 

ديل كارنگي: فكر خوب معمار و آفريننده است.

 

پاسكال: انديشه و تفكر پشتوانه اي بزرگ در سراسر حيات بشر است و انسان بي انديشه

 

و تفكر به ماده اي بي روح مي ماند.

 

اديسون: تمام پيشرفتهاي عالمگير خود را مديون تفكر منظم و يادداشت برداري دقيق هستم.

 

ارنست ديمنه: افكار افراد متفكر خودبخود مي انديشد.

 

انيشتين: فكر كردن،سخت ترين كار بشر است.

 

جبران خليل جبران : آن هنگام كه روحم عاشق جسمم شد و جفت گيري اين دو سر گرفت

 

 من بار ديگر متولد شدم.

 

ويكتور هوگو: الماس را جز در قعر زمين نمي توان يافت و حقايق را جز در اعماق فكر

 

نمي توان كشف كرد.

 

مارك تواين: مردي كه فكر نو دارد مادام كه فكرش به ثمر نرسيده است آرام و قرار ندارد 

 

هربرت اسپنسر: فكر نو بسيار ظريف و حساس است ،با يك ريشخند كوچك مي ميرد و

 

كنايه اي كوچك آن را بسختي مجروح مي كند.

 

كارلايل: هرگاه بتوانيم از نيروي تخيل به همان اندازه استفاده كنيم كه از نيروي بصري

 

استفاده مي كنيم هر كاري انجام پذير است

 

پاسكال: آدم بي مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بي سرمايه است.

 

پطر كبير: آنقدر شكست مي‌خورم تا راه شكست دادن را بياموزم.

 

مهاتما گاندي: پيروزي آن نيست كه هرگز زمين نخوري، آنستكه بعداز هر زمين خوردني

 

 برخيزي.

 

ارنست همينگوي: انسان براي پيروزي آفريده شده است، او را ميتوان نابود كرد ولي

 

نميتوان شكست داد.

 

آندره ژيد: بكوش تا عظمت در نگاهت باشد نه در آنچه مي نگري.

 

لارشفوكو: انسان هيچوقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي‌زند كه خيال مي‌كند

 

ديگران را فريب داده است.

 

نيچه: اگر بت‌ها را واژگون كرده باشي كاري نكرده‌اي، وقتي واقعاْ شهامت خواهي داشت

 

كه خوي بت‌پرستي را در درون خويش از ميان برداري.

 

+ نوشته شده توسط راستگو در 87/10/12 و ساعت 10:51 |

روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد.روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و بجاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.

دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد.پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازي.مادر به ما آموخته كه نيكي ما به ازائي ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن دكتر كلي گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چيزي نوشت.آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.

زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد.چيزي توجه اش را جلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است»

 

+ نوشته شده توسط راستگو در 87/10/08 و ساعت 10:33 |

زندگئ به افراد شجاع تعلق دارد

بزدلان ،زندگئ گياهئ دارند

ادم هائ ترسو انقدر اين پا و ان پا مئ كنند كه زمان برائ زيستن از دست مئ رود

ادم هائ ترسو به زندگئ فكر مئ كنند ،

اما از زندگئ كردن عاجز هستند ،

انها به عشق فكرمئ كنند ،

اما از عشق ورزيدن عاجز هستند ،

دنيا پراز ادمهائ ترسوست ،

ادم هائ بزدل ازيك چيز خيلئ مئ ترسند ،

چيزهائ ناشناخته ،

انها خود را در حصار شناخته ها ،

وامور مانوس محبوس مئ كنند ،

شجاعت، زمانئ تحقق پيدا مئ كند كه

تو از مرز شناخته ها و امور مانوس مئ گذرئ ،

اين كار مخاطره اميز است .

اما هرچه بيشتر ريسك كنئ ،

بيشتر وجود و حضور خواهئ داشت .

هرچه بيشتر چالش با ناشناخته ها را استقبال مئ كنئ ،منسجم تر مئ شوئ .

درمخاطرات است كه روح ، زاده مئ شود .

اگر چالش و مخاطره نباشد ،ادمئ سراپا جسم مئ شود .

برائ بسيارئ از مردم ، روح فقط يك امكان است .

امكانئ كه هرگز واقعيت پيدا نمئ كند ،

اندك اند كسانئ كه از روح سرشار مئ شوند

ولی تو ..........

تو می تونی!

 

+ نوشته شده توسط راستگو در 87/10/01 و ساعت 12:22 |

مديريت زمان

 

شما تا چـه اندازه براي وقت خود ارزش قائليد؟ آيا از بـرنامه زمـاني مـشخصي براي به انجام رسـانـيـدن كـارهــاي خود پيروي ميكنيد؟ يك عامل بسيار مهم در هر موفقيتي برنامه ريـزي صحيح و پيروي از يك

برنامه زماني مشخص براي نيل بـه اهداف مطلوب ميـبـاشد. اكنون براي آنكه قادر باشيد از وقــت خود به نحو احسن استفاده كنيد نكات و راهكارهاي زير را در زندگي خود بكار بنديد:

 

1- همواره فعاليتها و تكاليف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ريزي كنيد و كارهايي كه بايد به انجام رسانيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.

 

2- سپس فهرست تكاليف و كارهاي خود را اولويتبندي كرده و براي هر كدام از آنها ضرب العجل اجرايي منظور كنيد.

 

3- هميشه كارهايي دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقيه و يا درهنگامي كه در بهترين شرايط جسمي و روحي ميباشيد انجام دهيد. كارهاي سبكتر را در هنگام خستگي نيز ميتوان به انجام رساند.

 

4- امور با اهميت اما ناخوشايند را به تعويق نياندازيد. هيچگاه كارها با به تعويق انداختن خوشايند تر نميگردند.

 

5- هرگاه شروع به انجام كاري كرديد سعي كنيد بدون وقفه آن را به پايان رسانيد.

 

6- مابين فعاليتها براي خود وقت استراحت نيز در نظر بگيريد.

 

7- مكالمات تلفني خود را نيز از پيش برنامه ريزي كنيد: سخناني كه ميخواهيد بيان كنيد و يا اطلاعاتي كه ميخواهيد كسب كنيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.

 

8- همواره خود انگيخته باشيد و با پشتكار كارهاي خود را به پايان رسانده و مقهور موانع نگرديد.

 

9- در هر زمان كه تصور كرديد كاري كه در حال انجام آن ميباشيد عبث، بي فايده و غير سازنده ميباشد به محض دريافت دست از آن بكشيد.

 

10- به خود و اولويتبندي كه صورت داده ايد اعتماد و ايمان داشته باشيد و در هر شرايطي به آنها پايبند باشيد.

 

11- اينكه وقت خود را صرف چه اموري ميكنيد را دقيقا مورد بررسي و نظارت قرار داده و در صورت لزوم يكسري تغييرات آگاهانه در رفتار خود پديد آوريد.

 

12- همواره در زندگي فرد منظم و سازمان يافته اي باشيد تا وقت خود را بيهوده صرف يافتن وسايل گم گشته خود نكنيد.

 

13- براي وقت خود ارزش قائل باشيد زمان هيچگاه به عقب باز نميگردد.

 

14- به خاطر داشته باشيد استرس و خستگي معلول كارهايي كه به انجام رسانيده ايد نبوده بلكه بيشتر از افسوس كارهايي كه ميتوانستيد انجام دهيد اما انجامشان نداده ايد نشات ميگيرند.

 

15- به هيچ فردي اجازه ندهيد وقت شما را تلف كرده وبراي خود مصروف دارد. براي خود مرز بندي مشخصي تعيين كرده و بياموزيد كه در صورت لزوم با صراحت "نه" بگوييد.

 

16- از تمام لحظات زندگي خود به نحو احسن استفاده كرده و سعي كنيد از آنها لذت ببريد.

 

17- سعي كنيد فرد خوشبيني باشيد و همواره در انتظار رويدادهاي خوشايند در زندگي خود باشيد.

 

18- براي زندگي خود اهداف مشخصي تعيين كرده و براي دستيبابي به آنها تلاش كنيد.


19- هنگام نياز از فرد آگاهي راهنمايي بخواهيد.

 

20- "وقت كشها" و يا هدر دهنده هاي وقت را به حداقل برسانيد. آنها شامل موارد زير ميباشند:

 

* تلفنهاي طولاني، بي هدف و غير ضروري.

 

* بازديدكننده ها و ميهمانان ناخوانده.

 

* پشت گوش اندازيها.

 

* گفتگوهاي بي ثمر و يا نا مشخص.

 

* دانش فني ناكافي و يا اطلاعات ناقص هنگام انجام كار.

 

* فقدان اهداف و اولويت بنديها و يا مبهم وگنگ بودن آنها.

 

* فقدان برنامه ريزي.

 

* خستگي و استرس.

 

* ناتواني در " نه " گفتن.

 

* بي نظمي و نابسامانيهاي فردي.

 

* تماشاي تلويزيون. تماشاي بيش از 2 ساعت در روز برنامه هاي تلويزيوني معقول نميباشد.

 

+ نوشته شده توسط راستگو در 87/09/25 و ساعت 9:52 |